سفر به عربستان و سرزمین وحی علاوه بر تاثیرات معنوی که بر انسان می گذارد در عین حال یک مسافرت نیز می باشد و باعث کسب تجربه می گردد در این متن قصد دارم کمی از دیده ها و شنیدهای خود را ارائه دهم. لازم به ذکر است از آنجایی که خانواده اینجانب در این سفر همراه من بودند و پدرم به عربی مسلط بود در ارتباط من با شهروندان عربستانی بسیار به من کمک کرد.
کشور عربستان حدود 27 میلیون جمعیت دارد که 11 میلیون نفر آن مهاجر و 16 میلیون آن بومی می باشند. اکثریت مردم عربستان سنی مذهب می باشند ولی بر خلاف تفکر رایج برای اهل بیت احترام زیادی قائل می باشند و همچنین بسیاری از مردم عربستان شیعه و همچنین دوستار ایران می باشند اما جرآت اظهار نظر در مورد آن را ندارند. زیرا حکومت آل سعود سیطره سیاسی و فرهنگی خود را شدیدا بر مردم تحمیل می نماید به نحوی که مردم عربستان می گویند ما اهل کشور سعودی هستیم و نه عربستان!
ناعدالتی در عربستان بسیار است به نحوی که در کنار برج های بزرگ و هتل های بزرگ خانه های حقیر و کوچک و گلی به چشم می خورد و اگر کسی حوصله داشته باشد و کمی از مراکز مذهبی (مسجدالنبی در مدینه و کعبه در مکه) و هتل های اطراف آن ها دور شود و به اطراف شهر برود فقر و ناعدالتی را بیشتر لمس می کند.
از لحاظ شهری مکه به علت اینکه کوهستانی و سنگلاخ می باشد هنوز فرودگاه و آب لوله کشی ندارد و کامیون ها منبع آب را به ساختمان ها و هتل ها وارد و در منبع ها می ریزند و سپس از طریق آن منبع ها آب در لوله ها جریان می یابد. در شهر مکه و مدینه من پل عابر پیاده مشاهده نکردم، از مترو و اتوبوس های سریع السیر خبری نبود، از پارک بزرگ و فضای سبز گسترده و مناطق زیبای طبیعی خبری نیست. و جالب اینجاست که در عربستان سینما وجود ندارد ولی اکثر مردم ماهواره دارند.
بر خلاف تصور من مردم عربستان بسیار با ایرانی ها خوش برخورد بودند و به جز یک سری از ماموران دولت بقیه بسیار با احترام با ما برخورد می کردند به ویژه مردم مدینه.
در عربستان حکومت پادشاهی مطلقه حاکم است و حزب سیاسی، انتخابات ریاست جمهوری، مجلس و ...در آنجا برگزار نمی شود فقط شورای شهر دارند که آن هم زنان حق رای دادن ندارند البته زنان از بسیاری از حقوق دیگر خود نیز محرومند مانند رانندگی و برداشتن نقاب از صورت و...و داشتن چهار زن در عربستان امری طبیعی است.
بازاریان عربستان از بس مشتری ایرانی داشتند همه به فارسی مسلط بودند و جالب اینجاست بعضی ها اسم مغازه خود را به شیرازی، تبریزی، مازندارنی و...تغییر داده بوند ولی وقتی با آنها صحبت می کردی متوجه می شدی که ایرانی نیستند و جالب تر اینکه اکثر بازاریان عربستانی نیستند و اهل سایر کشورهای عربی و کشورهای بنگلادش، افغانستان و پاکستان می باشند. حضور دست فروشان نیز در خیابان ها چشمگیر می باشد و هر از چندی پلیس نسبت به جمع آوری دست فروشان اقدام می کند ولی چند ساعت بعد دوباره دست فروشان برمی گردند. از لحاظ قیمت، اجناس با ایران تفاوت خاصی ندارند.
خودروهای شخصی در عربستان اکثرا مدل های مختلف تویوتا و سایر ماشین های خارجی وارداتی بود و اصلا در عربستان کارخانه خودرو سازی وجود ندارد و البته اکثر اجناس آنها نیز وارداتی و نامرغوب و چینی است.
بیشترین زائرین عربستان اول از کشور ایران می باشند و سپس از کشور ترکیه و بعد هم از کشورهای جنوب شرقی آسیا. سازمان حج و زیارت خدمات رسانی خوبی برای ایرانی ها دارد و اکثر هتل ها اجاره ایرانی ها و ترکیه ای ها بود. و از آنجایی که در اطراف کعبه ساخت و سازهای بسیاری در حال انجام است هتل ها از کعبه فاصله دارند و فقط ایرانی ها و ترکیه های سیستم اتوبوسرانی 24 ساعته برای زائرین خود به صورت منظم راه اندازی کرده بودند.
در هر صورت با توجه به اینکه عربستان دارای ذخایر فراوان نفت و سایر منابع طبیعی می باشد و از حضور زائران بسیار کسب درآمد می کند اما به نظر می رسد از نظر اقتصادی، فرهنگی و سیاسی خیلی از ایران عقب مانده تر است.

